--اولین قلب آبی--

دزد گيری - سايت من راه اندازی شد

آقا یه حالتی بود غیر قابل توصیف ...

اول تا یادم نرفته ..... سلام

یه حالت پلیسی جنایی بهم دست داده بود که نمی شه وصفش کرد ... چند شب پیشا دزد زده بود خونه همسایمون .. جاتون خالی دزده رو گرفتیم آی تا می خورد زدیمش .. دزد که دزد معمولی نبود ... دیجیتالی .. دو خط موبایل و کلی وسایل باحال ... کلی موضوع خندمون جور شده بود ... وسط این همه آدم میزون اومدن دزده رو سپردن به من که مهران جان تا پلیس میاد اینو نگه دار... آقا داشتم ضعف میکردم که نکنه در بره .. آبروی ۱۰۰۰ ساله ما هم به باد میره جون شما .... جالبه دیدم طرف عین این بچه کوچولو ها هست که وقتی میخوای ماچشون کنی تکون تکون می خورن تا یه لحظه فرار کنن ...این بابا هم همش این ور و اون ور می شد و یه جورایی انگار منو خنگ گیر آورده باشه میخواست دستم رو شل که که بزنه به چاک ... منم چون سرم درد میکنه برای ماجراجویی دستم رو کمی شل کردم که در بره ... آقا جاتون خالی تا دید دستم رو شل کردم یکی زد بهم و د فرار ... منم پریدم و در حالی که داشت می دوید یقشو گرفتم و ولوش کردم کف کوچه .. آی تا میخورد زدمش ... خلاصه ماجرای جالبی بود که نمیشه درست بیان کرد ... الانم حالم یه کمی خوب نیست .انگار یه هوایی اومده که خیلی ها گرفتن ...بیچاره خانومم دیشب دو تا آمپول زد ... بمیرم ...  

به هر صورت ... بد ندیدم ماجرا رو براتون تعریف کنم ... راستی با ثبت سایت من با آدرس مهران موافقت نشد ... اما سایتم رو با عنوان زیر راه اندازی کردم که ایشالا مکان درست و حسابی میشه برای دوستان .... راستی حتما ثبت نام کنین ....البته بنویسین که من از چه طریق شما رو میشناسم تا اکتیوتون کنم ....

www.mehransw.ir

...